
زیاده خواه نیستم ! جاده ی شمال یک کلبه ی جنگلی … یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی کمی هیزم، کمی آتش،مهِ جنگلی کمی تاریکی _ محض، کمی مستی،کمی مهتاب… و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار … …تـو باشی،مـن باشم و …هــیچ ! دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان … نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 11:58 توسط miss:mp | ...
ادامه مطلب